السيد ابن طاووس ( مترجم : مبشري )
67
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي )
بخش 60 اما دستاويزى كه گمراهان به رويداد سقيفه و ماجراى تاويلاتى كه راجع به آن كردهاند شايسته چنان بود كه آن گروه واقعه را پنهان مىداشتند و اين همه رسوايى به بار نمىآورند . و آنان پيمبر خود را كه طاعتش فريضه آنان بود و خداى جل جلاله به تعظيم و بزرگداشت او فرمان داده بود ، پيمبرى كه وجود مباركش از كم و بيش مايه خير اين جهانى و آن جهانى بود ترك كردند ، و چندان نشكيفتند كه بدن پاك او را بشويند و بر آن كفن پوشانند و در مصيبت رحلت او چنان كه بايد سوكوارى كنند بلكه او را در آنجا كه بايد غسل مىدادند واگذاشتند و در طلب چيزى سرگرم شدند - طلب دنيا - كه فرمان داشتند از آن روى بگردانند . گويى در دل آرزوى رحلت آن پيمبر گرامى را مىپروراندند تا پس ازو دنياخوارى كنند و توفيق اين بود ، كه دوستان آن گروه مىانديشيدند كه آيا خداوند چنين تقصير هولناكى را مىبخشايد و از چنين سهل انگارى و فراموشكارى كه باعث كوچك شمردن اين امر بزرگ بود مىگذرد ؟ ، آيا خداى جل جلاله توبهء چنين امر زشت بىادبانه را مىپذيرد ؟ شگفتا كه مقام خطا و پوزش خواهى و آمرزشطلبى ، از مقامات حجت آوردن و يارى طلبيدن گرديد . بخش 61 و اى فرزندم محمد ، كه اميدوارم خداى جل جلاله ترا به